مرتضى مطهرى
41
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
مطلقه بودن مخصوص اولين علت است . و لكل واحد منالثلاثة خاصية ، فكانت خاصية الطرف المعلول أنه ليس علة لشىء ، و خاصية الطرف الاخر أنّه علة للكل غيره ، و كانت خاصية المتوسط أنّه علة لطرف و معلول لطرف . [ خاصيت طرف معلول اين است كه علت چيزى نيست ] ، و نه تنها علت چيزى نيست بلكه معلول همهء آن علل است ، كه اين را اينجا ذكر نكرده و بعد بيان خواهد كرد . پس خاصيت طرف معلول كه در مثال ما « ج » است اين است كه أنه ليس علة لشئ و لكنه معلول لكل ما فوقه ، كه « ب » و « الف » ما فوق باشند . و خاصيت طرف ديگر اين است كه علت جميع است غير از خودش ، كه قهراً اينجا جملهاى در تقدير است كه اگر آورده شود چنين مىشود : و خاصية الطرف الاخر أنّه ليس معلول لشئ و لكن انه علة للكل . [ خاصيت طرف متوسط هم اين است كه علت يك طرف و معلول طرف ديگر است . ] نكتهء ديگر : و سواء كان الوسط واحداً أو فوق واحد ، فإن كان فوق واحد فسواء ترتب ترتيباً متناهياً أو ترتب ترتيباً غير متناه ؛ فإنه إن ترتب فى كثرة متناهية كانت جملةُ عددِ ما بين الطرفين كواسطة واحدة تشترك فى خاصية الواسطة بالقياس إلى الطرفين ، و يكون لكل واحد من الطرفين خاصية . در اين فرض فرق نمىكند كه وسط يكى باشد يا متعدد . متعدد هم كه باشد در حكم وسط واحد است ، نه اينكه متعدد در حكم آحاد است كه هر كدام حكم جداگانه داشته باشد ، حكم همهء آنها حكم يك واسطه را پيدا مىكند . [ و در فرض متعدد بودن نيز فرق نمىكند كه متناهى باشد يا غيرمتناهى ] ، باز هم در حكم واحد است . پس نبايد خيال كنيم كه هر كدام يك وسطى است كه خودش داراى طرف است ، كه در اين صورت طرفِ نسبى و وسط نسبى پيدا شود ، كه هر يك وسط باشد براى طرف خودش و طرف باشد براى وسط ديگر .